یک ویدیو هست که مردی سر سفره عقد جوش میاره و ناگهان می خوابونه توی صورت عروسش. علتش هم این بوده که عروس به رسم همه وقتی عسل رو از انگشت دامادش می خوره انگشت رو گاز می گیره. همین چیز کوچک اون قدر داماد (که از قضا لر هم هست) رو به هم می ریزه که بی خجالت از وضعیت و حضور همه و داماد بودن خودش می زنه توی گوش زنش و با انگشت اشاره تهدیدش می کنه که دیگه تکرار نکنه.

اصولا نظراتی که پای این جور ویدیو ها گذاشته می شه فحش به کسیه که سوتی داده. یعنی این جا اون آقای داماد. که چقدر بی فرهنگه و خاک بر سرش و این حرف ها. گویی که این داماد لر بدشانس اولین و آخری کسیه که مشابه این کار را کرده.

کسی دقت نمی کنه که فقط این داماد نیست که توی عمرش جوش آورده. خیلی های دیگه هم می توانند چنین کاری کنند. مطمئنم که اکثر ما مشابه این عدم توانایی در کنترل خشم یا حتی عدم تلاش در کنترل خشم یا حتی عدم آشنایی با مفهومی به اسم کنترل خشم را در اطرافیان خود  بخصوص مرد ها مشاهده کرده ایم. در آدم هایی که حتی این داماد را سرزنش می کنند. در آدم های تحصیل کرده و از طبقه های با فرهنگ و سطح بالا!‌

خشم توی فرهنگ ما گاهی ستایش هم میشه. مثل خشم آدم با غیرت یا فردینی که کافه رو به هم می ریزه و قهرمانه!‌ توی فیلم ها و وسط دعوا یکی جوش میاره و داد می زنه و بقیه ساکت می شند و حق هم با اون داد زنه است. حتی اگه کسی چیزی به ما گفت که به مزاجمون خوش نیامد بعضی قوانین اجازه می ده که تهدیدش کنیم!

در کنار این موضوع چون ما از بچگی کمتر آموزش دیده ایم که احساس خود را بفهمیم و به نحو مناسب نشانش بدیم, نشون دادن همه احساسات با خشم برامون خیلی پیش میاد. بخصوص برای آقایون که زور بازو دارند ولی اجازه گریه نه!

از سوی دیگه این قدر مردم از گرانی و مشابهات آن خسته و خرد هستند که زود خشم و شکننده بشوند.

در بسیاری از ما یک داماد عصبانی هست.

راه حلی؟

/ 10 نظر / 27 بازدید

فرهنگمون و تربیتمون خیلی مشکل داره، خیلی.

اولدوز

این ویدئو رو منم تازگیا دیدم. خیلی تاسف خوردم واقعاً خیلی. شوهرمم هی می خندید!!!ولی الان که پست تو رو خوندم می بینم که واقعاً عصبیت بین همه ما هست. کاملاً درست می گی. راه حل اینه که فرهنگ و تربیت درست از توی خانواده شروع بشه.

زیبا خانوم

سلام تو کجایی؟ سالی دو نا پست مینویسی؟ گوگل میکردم به تو رسیدم . دیدم 3 ماه پیش نوشتی خوبی؟ کجایی الان . دارم میام اونوری

زیبا خانوم

معلومه که آدرست رو دارم. میدونی هم که من فقط به اونایی سر میزنم که تو لیست وبلاگ خودم هستن. ولی تو سیسزنال مطلب مینویسی. منم واژه ای که زده بودم آیینه و شمعدون بود که تو سرچ رسید به یه پستی از تو که درباره جهاز خودت و دوستت نوشته بودی. نخیر خانوم خانوما من همیشه به یادت هستم و همیشه هم چک میکنم ببینم ایشو جدید دادی بیرون یا نه !!![چشمک][چشمک][چشمک] بعد هم که آره یه همچینی عقد کوچولویی کردیم و رفت .[خجالت]

صحرا

عزيزم سلام . اين پست بود.http://sahra87.persianblog.ir/post/1127/ من شماره رنگ ها رو نمي دونم. دوستم غزل شايد بدونه . اما رنگ زمینه دودی زیتونی بود . هایلایت همون رنگ منتها سه درجه روشن تر! به نظرم عکس رو نشون بده و بگو اينو مي خوام چون شماره يه رنگي روي موهاي من که کمي روشنه ممکنه با شماره رنگ روي موهاي تو فرق بکنه.

صدف

اره منم اين ويديو رو ديدم من بيشتر عصباني شدم چون اين اقا روز عروسيش و سر سفره عقد بوده يه روز معمولي براش نبوده كه اينجوري جوش بياره

هنرمند

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است... بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...

انار

راه حلی جز تمرین نیست و چقدر هم سخت